مرتضى مطهرى

260

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىتوانست قبلًا چيزى از دارايى خود را به آنان ببخشد يا وصيت كند كه پس از مرگ به آنان بدهند « 1 » كريستن سن شرح مفصلى دربارهء رسم « پسرخواندگى » كه از اهتمام فوق العادهء آن دوره به جلوگيرى از متلاشى شدن نام خانواده‌ها سرچشمه مىگيرد ، نقل مىكند « 2 » . ما براى اجتناب از اطالهء بيشتر سخن از ذكر آنها خوددارى مىكنيم . ملاك و محور مقررات خانوادگى دو چيز بوده و همهء مقررات براى حفظ آن دو بوده است : نژاد ، ثروت . ازدواج با محارم كه سنتى رايج بوده [ و ] در آن عهد و از دوران پيشين سابقه داشته است روى همين اساس قرار داشته است ؛ يعنى خاندانها براى اينكه مانع اختلاط خون خود با بيگانه و افتادن ثروت خود در اختيار بيگانه بشوند كوشش مىكرده‌اند تا حد امكان با اقرباى نزديك خود ازدواج كنند ، و چون اين عمل بر خلاف مقتضاى طبع بوده ، با زور و قدرت مذهب و اينكه اجر و پاداشش در جهان ديگر عظيم است و كسى كه امتناع ورزد جايش در دوزخ است ، آن را كم و بيش به خورد مردم مىداده‌اند . در كتاب ارداى ويرافنامه كه آن را به « نيك شاپور » از دانشمندان زمان خسرو اول نوشين روان نسبت داده‌اند و شرحى از معراج روح است ، چنين آمده است كه در آسمان دوم روانهاى كسانى را ديده است كه « خويتك دس » ( ازدواج با محارم ) كرده بودند و تا جاويدان آمرزيده شده بودند و در دورترين جاهاى دوزخ ، روان زنى را گرفتار عذاب جاودانى ديده زيرا كه « خويتك دس » را بهم زده است . سرانجام گفته شده است « ويراف » كه روان وى به معراج رفته هفت تن از خواهران خود را به همسرى برگزيده است . در كتاب سوم « دينكرت » در اين زمينه اصطلاحات ديگرى به كار رفته ، از آن جمله اصطلاح « نزدپيوند » است كه به معنى پيوند با نزديكان باشد و در اين زمينه به پيوند پدر با دختر و برادر با خواهر اشاره كرده‌اند . « نوساى برزمهر » از روحانيان زردشتى كه اين قسمت از دينكرت را تفسير كرده سودهاى بسيارى براى اين گونه زناشويى آورده و گفته است كه گناهان جانكاه را جبران

--> ( 1 ) . همان ، ص 357 . ( 2 ) . همان ، ص 355 - 357 .